تبليغاتX
براي هميشه

به نام تنها نوازنده گيتار عشق

غم و شادي زندگي

كاش می شد در زندگی روزی را در كناری ايستاد و به گذر لحظات نگاه كرد بی آنكه

تو را به جلو هل دهد و تو تماشاچی گذر زمان و حوادث از بيرون باشی.

انگار داری فيلمی واقعی ، واقعی ترين فيلم زندگيت  را مي بينی. فيلمی گاه گاهی چنان

زيبا و دوست داشتنی به پيش می رود كه آرزو می كنی ای كاش قهرمان تمامی نقش

هايش تو بودی....وبعد درست در صحنهی ديگر دل شكسته و نيازمند و بازنده و باز

آرزو می كنی كه ای كاش دوباره كه پلكي بر هم گذاشتی و چشمانت را گشودی 

دوباره صحنه اول را ببينی اما بازی زندگی هم چنان الوان به پيش می رود. نمی دانم 

شايد توازن غم و شادی زندگی برقرار است اما ما تلخی را بيشتر لمس می كنيم. طمع

و گذر شادی را كمتر از تلخی و سكون سختی لمس مي كنيم.

 

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 86/01/19 ساعت 11:20 قبل از ظهر |