تنها مرحم
هر کسی می تواند از پشت چشمانم از اشکهای هميشه جاری ام از
سکوت هميشه همراهم تمام حرفهای دلم را بفهمد حرفهايی که جای خود
را به زخمی کهنه داده اند زخمی که ديگر صبر نيز دوای درمان آن
نيست زخمی که ديگر روحم و جسمم به آن عادت کرده اند زخمی که
هرچند وقت يکبار دهان باز می کند ديگر اين زخم قسمتی از زندگی ام
شده ولی مرحم اين زخم را می دانم......



برای هميشه