تبليغاتX
براي هميشه

به نام تنها نوازنده گيتار عشق

تنها مرحم

هر کسی می تواند از پشت چشمانم از اشکهای هميشه جاری ام از

 سکوت هميشه همراهم تمام حرفهای دلم را بفهمد حرفهايی که جای خود

را به زخمی کهنه داده اند زخمی که ديگر صبر نيز دوای درمان آن 

نيست زخمی که ديگر روحم و جسمم به آن عادت کرده اند زخمی که  

هرچند وقت يکبار دهان باز می کند ديگر اين زخم قسمتی از زندگی ام  

شده ولی مرحم اين زخم را می دانم......

 

براي هميشه 

آري مرحم آن

 

رفتن است

 

و يك روز خواهم رفت

 

 برای هميشه

 

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 85/11/25 ساعت 2:5 بعد از ظهر |
جاي پا

تصوری داشتم...

 

خيال كردم كه در كنار ساحل با خدا قدم می زنم

 

در آسمان تصويری از زندگي خود را ديدم

 

در هر قسمت 2 جای پا ديدم

 

يكی متعلق به من و ديگری به خدا

 

وقتی آخرين تصوير زندگيم را ديدم

 

به جای پا روی شن نگاه كردم

 

ديدم كه چندين زمان در زندگيم

 

فقط يك جای پا بيشتر نيست

 

دريافتم كه اين در سخترين نقاط زندگيم اتفاق افتاده

 

برای رفع ابهامم از خدا سوال كردم

 

خدايا فرمودی كه اگر به تو ايمان بياورم

 

هيچ زمانی مرا تنها نخواهی گذاشت

 

ديدم كه در سخترين لحظات زندگيم فقط يك جای پا بيشتر نيست

 

چرا در زمانی كه بيشترين نياز به تو داشتم تنهايم گذاشتی؟

 

خدا فرمود: فرزند عزيزم

 

تو را دوست دارم و تنهايت نمی گذارم

 

در مواقع سخت اگر يك جای پا مي بينی

 

در آن لحظات تو را بدوش كشيدم.......

 

جاي پا

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 85/11/02 ساعت 12:59 بعد از ظهر |