تبليغاتX
براي هميشه

به نام تنها نوازنده گيتار عشق

كاش ميشد.........

 

مانده ام ميان زمين اسمان

 

خوب، بد، زشت، زيبا

 

چه بايد کرد ميان اين همه ...

 

بودن يا نبودن، خواستن يا نخواستن

 

بازهم آن  رنج  قديم

 

باز هم آن همراز ديرين

 

چگونه خواهم ارزويی را

 

که مرا با او فاصله بسيار است

 

کاش ميشد بي خيالی طی کرد

 

کاش ميشد صبح جور ديگر از خواب برخاست

 

کاش ميشد ارزوها را ارزو کرد

 

کاش  ميشد زندگی را ورق زد

 

خيالاتم چنان ترد نازک شده اند

 

که گويی با نسيمی از بين خواهند رفت

 

کاش انقدر سبکبال بودم که..

 

من هم با انها سوار نسيم ميشدم

 

گاه چنان مثل کودکان فکر ميکنم

 

چنان ساده دل قدم ميزنم ميان خيالاتم که...

 

... انگار ........

 

اما انگار کسی صدايم ميکند

 

انگار از خواب بيدار ميشوم، اما انگار ........

 

فرق بسيار است ميان من و من کودکی ام

 

ارزوهايم را می گردم ميان سوی نگاهی

 

سوی نگاهی مهربان

 

سوی نگاهی همزبان

 

كاش ميشد

 

به من كمك كن اي عشق

 

اين گره رو باز كنم

 

به قيمت سقوطم

 

راهمو پيدا كنم

 

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 85/03/28 ساعت 6:7 بعد از ظهر |
از كجا شروع كنم؟
 گاهی اوقات اون قدر حرف واسه گفتن داری که نميدونی از کجا بايد شروع کنی و

کدوم حرفت رو بذاری واسه آخرين لحظه شايد هم کسی نباشه که بتونی حرف دلت

رو بهش بگی و ترجيح بدی يه قلم برداری و همه ی اشک و لبخندت رو روی کاغذ

بياری اما شايد مثل من موقع نوشتنش مجبور بشی فقط چند نقطه چين.......

 

از كجا شروع كنم؟

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 85/03/18 ساعت 11:32 قبل از ظهر |
انتهاي نا اميدي.......

تو دنيايي كه آوار مصيبت

 

با دستاي تو ريخته بر سر من

 

چرا ميخواي بدونم با يه حسه

 

حقيقي هستي يارو ياور من

 

تو كه بيگانه هستي با سپيدي

 

تو كه دلبستگيهام رو نديدي

 

در اين بازار داغ  نا اميدي

 

تو را باور كنم با چه اميدي!؟ 

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 85/03/08 ساعت 2:44 بعد از ظهر |
آزادي

هواي آزادي ميخواد روح و تنم

 

قيمت آزادي چيه؟

 

به قيمت جونم باشه ، من ميخرم

 

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 85/03/01 ساعت 5:16 بعد از ظهر |