تبليغاتX
براي هميشه

به نام تنها نوازنده گيتار عشق

دلتنگي هاي من

 

من خيلی دلم گرفته . تنگ شده اما نه برای ادمای اين دنيا .

 

حوصله ام خيلی سررفته اما نه برای رفتن به جاهايی که توی اين دنياست .

 

می خواهم بروم بيرون دنيا مهمان پيدا کنم .

 

روزی که من بميرم و پلکهايم را برای هميشه ببندم ديگه هيچ کجا چشمه

 

ای از آب نخواهد جوشيد چون فقط منم که از ته دل گريه می کنم.

 

دلتنگي هاي من 

                                                                                                         

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 84/12/23 ساعت 12:23 بعد از ظهر |
نهايت دوست داشتن

 بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم ۱.۲.۳.۴.۵.۶.۷.۸.۹.۱۰ نهايت هر چيز

همين ۱۰ تا بود و چقدر اين ۱۰ تا قشنگ بود. ولي حالا نيميدونم آخر دنيا کجاست؟

نهايت دوست داشتن چقدره؟ انگار خيلی هم حريص تر شدم اما می خوام بگم که

دوست دارم ميدونی چقدر؟ به همون اندازه ی ۱۰ تای بچگی دوست دارم...

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 84/12/16 ساعت 10:32 قبل از ظهر |
آغاز دوست داشتن

اين روزها که می گذرد هرروز احساس می کنم از عمق جاده های مه آلود دوردست

يک آشنا يک آشنای دوست صدايم می زند.اين صدا در درونم تکرار می شود بارها

وبارها و مرا بران می دارد تا در مه قدم گذارم .من می روم آهسته وآرام .عطر گلها

مرا مست می سازد اين جاده تا کجا ادامه دارد از دور صدای امواج بگوش می رسد

بوی خاک باران خورده به مشام می رسد به ساحل ميرسم غرق در زيبايی دريايم.

بناگاه حضور کسی را احساس می کنم بر می گردم ترا می بينم و در چشمانت خيره

می مانم دو مرواريد سياه براق حسي در من برانگيخته شده ياد شعری از فروغ می

افتم :

آری آغاز دوست داشتن است              گر چه پايان راه ناپيــــــداست

من به پايان دگـــــــر نينديشم               که همين دوست داشتن زيباست

آغاز دوست داشتن

 

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 84/12/09 ساعت 10:40 قبل از ظهر |
معناي عشق

 

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد

 

به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد 

 

به باد گفتم عشق چيست؟! وزيد

 

به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد

 

 به گل گفتم عشق چيست؟! پرپر شد

 

به انسان گفتم عشق چيست؟! 

 

اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!

معناي عشق

|+| نوشته شده توسط مهتاب در 84/12/02 ساعت 8:28 بعد از ظهر |